ناحيهاى كه بيرجند جزء كوچكى از آن را تشكيل مىداد، قهستان (كهستان-كوهستان) نام داشت و در مسيرحوادث پس از اسلام، جايگاه نسبتاً مهمى داشت.
در اسطورههاى تاريخى، بناى قهستان رابه سام بن نريمان نسبت مىدهند وآن را بخشى از قلمرو فريدون پنجمين پادشاه پيشدادى مىدانند. در ناحيه بيرجند آثارى از وجود زرتشتيان نيز به دست آمده است.به نظر مىرسد، زرتشتيان به اين نواحى مهاجرت كرده باشند.
ناحيه بيرجند به عنوان بخشى از قهستان در مسير حركت اعرابى بود كه عربستان را به قصد نواحى مختلف خراسان بزرگ و ماوراءالنهر پشت سر مىگذاشتند و لذا هنوز هم روستاهاى عرب نشين در جنوب بيرجند وجود دارند.
با اين كه مناطق كوهستانى در اين ناحيه ارتفاع اندكى دارند، ليكن براى استقرار فرقه اسماعيليه كه به نواحى شرقى ايران پناه آورده بودند، مأمن مناسبى بوده است. قلاعى كه از اين دوران درمنطقه بيرجند باقى مانده است، حضور طولانى فرقه اسماعيليه را در آن دوران آشكار مىسازد. از قرن دهم و يازدهم هجرى، يعنى از دوران صفويان به بعد، فصل جديدى در تاريخ بيرجند گشوده شد كه موجبات رونق و آبادانى را فراهم آورد:
- با رسميت بخشيده شدن به مذهب شيعه در دوره صفوى، اين منطقه كه پناهگاه شيعيان به شمار مىرفت، مورد توجه بيشترى قرار گرفت.
اين شهر در حال حاضر، مركز استان خراسان جنوبى و يكى از مراكز عمده تجارى و اقتصادى است.
قائنات
ماركوپولو در سفرنامه خود از اين شهر به نام «تونوكاين» نام برده است كه اين نام از نام دو شهر بزرگ آن ايالت - قهستان - كه «تون» و «قاين» باشد، گرفته شده است. همچنين در سال 444 ه''.ق ناصرخسرو قباديانى از اين شهر ديدن كرده و از استحكامات شهر و مسجد جمعه آن ياد كرده است.
ايالت قهستان، همزمان با ورود اعراب به ايران، پناهگاه زرتشتيانى بود كه به آن پناه آورده بودند. اين ايالت در دوره سلجوقيان نيز مكانى مناسب براى پيروان مذهب اسماعيليه شد و اسماعيليان قلاع مستحكمى براى دفاع از خود در آنجا بنا كردند.
خوارزمشاهيان به كرات به پيروان اسماعيليه حمله مىكردند، تا اينكه در زمان يورش هلاكوخان، اسماعيليه از او شكست خوردند و قهستان نيز در اين حملات ويران گشت.
حمداللّه مستوفى، در قرن هشتم هجرى از مركزيت قاين نسبت به آبادىهاى ديگر قهستان، و همچنين از فراوانى زعفران و ميوه آن گزارش داده است. يكى از مهمترين آثار تاريخى قاين، مسجد جامع است كه از بناهاى قرن هشتم هجرى مىباشد.
سربيشه
اين شهرستان كه پيشتر جزيى از دهستان مومن آباد بخش درميان محسوب مي شد، امروزه براساس آخرين تقسيمات كشورى به مركز شهرستان سربيشه تبديل گرديده است. اين شهرستان از طرف شمال و غرب به شهرستان بيرجند، از شرق به كشور افغانستان و از طرف جنوب به شهرستان نهبندان محدود مى شود. تاريخ اين شهرستان با تاريخ بيرجند درهم آميخته است. از آثار تاريخى سربيشه مى توان به زيارتگاههاى باش آباد و قدمگاه سم دلدل اشاره كرد.
نهبندان
شهر نهبندان كه در گذشته مركز بخش نهبندان بود، اكنون پس از آخرين تقسيمات كشورى، مركز شهرستان نهبندان و يكى از چهار شهرستان استان خراسان جنوبى به شمار مىرود. اين شهرستان از طرف شمال به شهرستان سربيشه، از غرب به شهرستان بيرجند، از جنوب شرقى به استان سيستان و بلوچستان، از جنوب غربى به استان كرمان و از طرف شرق به كشور افغانستان محدود مىشود. اين شهرستان به علت قرار گرفتن در حاشيه شمال شرقى كويرلوت و به واسطه خشكى و كم آبى فاقد امكانات مناسب كشاورزى است.
سايكس خاورشناس انگليسى از ويرانههاى شهرى به نام"نه " خبر مىدهد، و محل آن را در پنج كيلومترى نهبندان مىداند. اكثر جغرافىنويسان دوره اسلامى نيز از شهر "نه" نام بردهاند وبناى آن را به اردشير ساسانى نسبت دادهاند.مقدسى از آن به عنوان شهرى كه داراى برج وباروى استوارى است، نام برده است. به اين ترتيب شهر قديم "نه" در قرون وسطى يكى از مهمترين شهرهاى اين منطقه بوده است.