آستانه اشرفيه يكي از شهرستانهاي پر اهمّيت مذهبي و زيارتي گيلان است. مقبره حضرت سيدجلال الدين در اين شهر اهمّيت آن را دو چندان كرده است. در قرن چهارم هجري قمري، جلال الدين اشرف، فرزند امام موسي كاظم (ع) به اين شهر نقل مكان كرد. اين شهر سرسبز و بسيار زيباست.
مسجد جامع آستانه
آستارا
شهرستان آستارا در ۵۳۴ كيلومتري تهران قرار دارد و در ساحل غربي درياي خزر واقع شده و از يكطرف به دريا و از طرف ديگر به جنگل و كوه محدود است. آب و هواي نسبتاً گرم و مرطوب دارد. آستارا، شماليترين بندر ايران و يكي از نقاط مهّم مرزي كشور است. منطقه آستارا به سبب بسط تجارت و موقعيت نظامي، اهميّت پيدا كرد. از زمان صفويه تا قاجاريه، نام آستارا صرفاً به منطقهاي بين انزلي و ارس كه قسمتي از آن امروز جزو جمهوري آذربايجان است، اطلاق ميشد. آمد و رفت بازرگانان و مسافرت تجار به نقاط مختلف روسيه و ديگر ممالك اروپايي، سبب گرديد تا تمدن جديد اروپا، زودتر به آستارا رسوخ پيدا كند. اهميّت تجاري و جهانگردي شهرستان آستارا بعد از گسترش روابط ميان دولتين ايران و جمهوري آذربايجان دو چندان شده است.
درياچه استيل، آستارا
بندر انزلي
شهرستان بندر انزلي تا تهران ۳۸۸ كيلومتر فاصله دارد. آب و هواي اين شهرستان معتدل و مرطوب است و رودخانههاي "چاك رود"، "ماسال" و "خمام رود" آن را آبياري ميكنند. قديميترين زماني كه درمتنهاي تاريخي از انزلي ياد شده، سال ۸۶۳ ه.ق است كه در آن زمان يك دهكده كوچك بوده است. از اوايل دوره صفوي، اين ناحيه مورد توجه انگليسيها، روسها و دولت مركزي ايران كه پايتخت آن قزوين بود، قرار گرفت. انگليسيها در تجارت ابريشم گيلان با داير كردن شركت تجارتي در مسكو، راه رشت - انزلي - بادكوبه به اروپا را رونق بخشيدند و انزلي به عنوان "دروازه اروپا" معروف شد. در زمان نادر شاه، بندر انزلي به پايگاهي براي حمل و نقل تبديل شد. در اواخر سلطنت ناصرالدين شاه درزمان مظفرالدين شاه، تخليه و بارگيري كالاي تجاري در بندرانزلي به اوج خود رسيد. با روي كار آمدن بلشويكها و تشكيل حكومت شوروي، تجارت بين ايران و شوروي دگرگون شد و انزلي ديگر آن رونق گذشته تجاري را نداشت. با روي كار آمدن پهلوي اول و توجه وي به بندرانزلي، اين بندر بازسازي شد و اداره بندري و كشتيراني مجهز گشت. در حال حاضر، بندر انزلي يكي از زيباترين شهرهاي گيلان و مجهزترين بندر كرانههاي درياي مازندران است كه سالانه هزاران تن كالا توسط كشتي، از آن خارج و يا به آن وارد ميشود.
بندر انزلي
فومن
شهرستان فومن تا تهران ۳۷۱ كيلومتر فاصله دارد. آب و هواي آن معتدل و مرطوب است. نواحي كوهستاني جنوب غربي آن، آب و هوايي مناسب دارد. رودخانههاي متعددي از سلسله جبال جنوبي آن سرچشمه گرفته و به مردابانزلي منتهي ميشوند. فومن در سالهاي نفوذ اسلام و قدت يافتن حكمرانان محلي به عنوان مركز بخش غربي گيلان، شناخته ميشد. فرمانروايي اميران اين منطقه عمدتاً به خانواده «آل اسحاق» نسبت داده ميشود كه خود را از اخلاف اشكانيان ميدانستند. اولجايتو، امير دباج (حكمران محلي گيلان) را به اطاعت خود فرا خواند و سرانجام اينناحيه به تصرف مغولان در آمد. در سال ۷۶۶ ه.ق سادات آل كيا از مازندران به گيلان مهاجرت كردند. نبردي ميان آل كيا و آل اسحاق درگرفت و سرانجام امير دباج كه از آل اسحاق بود در سال ۷۹۱ ه.ق در بيرون رشت به قتل رسيد. در سالهاي ۹۰۷ تا ۹۲۱ ه.ق در زمان شاه اسماعيل صفوي، «امير حسام الدين» فرزند «امير دباج» براين منطقه حكمراني ميكرد. در زمان حكومت صفويه، آخرين فرمانرواي فومن از دودمان آل اسحاق از سپاه قزلباش شكست خورد و سراسر گيلان ضميمه حكومت صفويه گرديد. فومن در دوره معاصر شاهد قيامهاي دوران پيش از مشروطيت و سالها بعد از آن بوده است. در زمان قيام جنگليها، فومن پناهگاه مهّم جنگليان بود.در حال حاضر، فومن يكي از شهرهاي زيباي استان گيلان است كه فضاهاي جالب توجه جهانگردي دارد.
شهرستان لاهيجان تا تهران ۳۵۵ كيلومتر فاصله دارد. شهرستان لاهيجان در دامنه شمالي البرز قرارگرفته و آب و هواي آن معتدل و بارندگي آن نيز زياد است. بناي شهر لاهيجان را به "لاهيج ابن سام ابن نوح"نسبت دادهاند. لاهيجان در سال ۷۰۵ هجري قمري به دست اولجايتو فتح شد. شاه عباس اوّل پس از شكست"خان احمد" وارد لاهيجان شد. پس از سقوط سلسله كياني، حاكمان صفوي در اين شهر حكومت كردند. ازحوادث ناگوار تاريخ لاهيجان به طاعون سال ۷۰۳ ه.ق، آتش سوزي سال ۸۵۰ ه.ق و اشغال آن توسط روسهادر سال ۱۷۲۵ ميلادي ميتوان اشاره كرد. لاهيجان يكي از مراكز اصلي جنبش جنگليان بود. لاهيجان امروزي شهري زيبا و سرسبز است.
نمايي از شهر لاهيجان
لنگرود
شهرستان لنگرود تا تهران ۳۴۰ كيلومتر فاصله دارد. لنگرود در دامنه كوه قرار گرفته و آب و هواي معتدل و مرطوب دارد. اراضي آن و به وسيله رود لنگرود و شلمان رود مشروب ميشود. لنگرود زماني بستر درياي (تيتيس) بود و در زمان آخرين شاه هخامنشي (داريوش سوم) از جمله ۱۲۷ولايتي بود كه خشك شد و لنگرود نام گرفت. نام لنگرود براي نخستين بار در سال ۵۱۲ ه.ق ذكر شده است. اينسال مصادف با سلطنت «سلطان محّمد بن ملكشاه فرامرزبن مردانشاه لنگرودي» است كه از زندان خارج شد و بهكمك علاء الدوله مازندراني به لنگرود مراجعت كرد. در دوره صفويان، خصوصاً در زمان سلطنت شاه عباساول، شهر لنگرود مركز حوادث مهّمي بوده است. در زمان نادرشاه افشار نيز لنگرود مورد توجه قرار گرفت. نادر براي سركوب تاتارهاي شرق مازندران و توسعه تجارت و دستيابي به دريا، لنگرود را براي ايجاد پايگاه و كشتيسازي انتخاب كرد. لنگرود امروزي يكي از شهرهاي مهّم استان گيلان است و جذابيت جهانگردي ممتازي دارد.
ساختمان بامهاي خانهها
رشت
رشت يكي از شهرهاي مهّم و مركز استان گيلان است. اين شهر در فاصله ۳۰ كيلومتري درياي خزر واقع شده است. آب و هواي آن مرطوب و متغير است و باران ساليانه آن تحت تأثير بادهاي درياي خزر نسبتاً زياد است. شهر رشت پيش از اسلام و در دوره ساسانيان نيز وجود داشته است. در زمان صفويه و به ويژه در دوره شاه اسماعيل صفوي، سرزمين گيلان به دو بخش «بيه پس» به مركزيت رشت و «بيه پيش» به مركزيت لاهيجان تقسيم ميشد. حكومت هر دو ناحيه به دستور شاه طهماسب اوّل صفوي به دست "خان احمد گيلاني " سپرده شده بود. در سال ۱۰۴۵ هجري قمري شهر توسط «استپان رازين» دريانورد شورشي روسي غارت شد. روسها تا سال ۱۷۳۴ ميلادي رشت را اشغال كردند. در زمان انقلاب مشروطيت، مردم رشت نقش مؤثري ايفا كردند. در موقع جنگ جهاني اوّل (۱۹۱۴ -۱۹۱۸) شهر رشت مورد تاخت و تاز سپاهيان روس و بعد انگليسيها و شورشيان محلي قرار گرفت. هنگامي كهارتش سرخ شهر باكو را در سال ۱۳۲۱ ه.ق تصرف كرد، ناوگان ارتش سفيد به بندر انزلي پناه برد، فرمانده ناوگانسرخ در تعقيب ارتش سفيد بندر انزلي را اشغال كرد و انگليسيها عقب نشيني كردند. همين امر موجب تشويقانقلابيون گيلان گرديد و حكومت ضد انگليسي به رياست «ميرزا كوچك خان جنگلي» در رشت اعلامموجوديت كرد. انگليسيها رشت را تخليه كردند و در سال ۱۳۳۹ م، سرانجام پيماني بين ايران و روسيه منعقد گرديد و گيلان و رشت از قواي روسيه تخليه شد. امروزه رشت بعنوان مركز استان گيلان و مهّمترين بازار واردات و صادرات تجاري بين ايران، قفقاز و روسيه است و امكانات جهانگردي قابل توجهي دارد.
برج ساعت شهرداري
رودبار
شهرستان رودبار در فاصله ۲۶۸ كيلومتري تهران واقع شده است. شهرستان رودبار در دامنه كوه واقع شده است و آب و هواي متغيري دارد. "سفيدرود" از آن ميگذرد. تمدن رودبار و نواحي پيرامون آن به دو هزارسال پيش از ميلاد مسيح ميرسد. پس از اسلام، طوايفي از شام و حلب به رودبار مهاجرت كردند و در آن ساكنشدند. بعدها در زمان نادرشاه افشار، گروهي از كردهاي قوچان و نواحي شمال خراسان در اين شهر سكونت گزيدند. رودبار را ميتوان دروازه ورودي گيلان از مركز كشور دانست. زمين لرزه سال ۱۳۶۹، اين شهر زيبا راتخريب نمود و عليرغم بازسازيهايي كه صورت گرفته هنوز رونق سابق را باز نيافته است.
ژنراتورهاي بادي
رودسر
شهرستان رودسر تا تهران ۳۲۶ كيلومتر فاصله دارد و در جلگه سبز و خرّمي در جنوب درياي خزر واقعشده است. آب و هواي آن معتدل و مرطوب است. قديميترين نام رودسر كه از منابع معتبر به دست آمده «كوتُم» ناميده شده كه شهر كوچكي در رانكوه بود. «هوسم» نام ديگر شهرستان رودسر بود كه در سال ۳۷۵ ه.قبازاري نيكو و مسجد بزرگي داشته است. بعدها اين شهر به دلايل نامعلومي رو به ويراني نهاد و در سال ۸۲۹ -۷۸۹ ه.ق به وسيله «سيدرضاكيا» دوباره بنا گرديد. اين شخص كه حاكم لاهيجان نيز بود، در قرن هشتم ه.ق «هوسم» را به «رودسي» تغيير نام داد. تاريخ معاصر اين شهرستان كه از زمان پهلوي اوّل شروع ميشود با اصلاحات و توسعه نسبي همراه بوده است. رودسر امروزي، يكي از شهرهاي بسيار زيباي استان گيلان است واز مناطق سياحتي ايران محسوب ميشود.
شاليزار برنج
شفت
شفت از نواحي قديمي با پيشينه تمدني كهن در گيلان به شمار ميرود. مركز شفت قبلاً "گوراب شفت" خوانده ميشد كه در نزديكي روستاي "نصيرمحله" امروزي قرار داشته و آثاري از آن نيز به جاي مانده است.
نمايي از روستاهاي شفت
صومعه سرا
شهرستان صومعهسرا تا تهران ۳۶۹ كيلومتر فاصله دارد و در دشت واقع شده است. آب و هواي آن معتدل و مرطوب است و اراضي آن به وسيله رودخانه ماسوله مشروب ميشود. منطقه صومعهسرا در گذشتهدو مركز عمده اميرنشين تولم و كسگر را در بر ميگرفت كه در كتب تاريخي به كرات به اين دو نام اشاره شدهاست. برخي از منابع، نام صومعهسرا را برگرفته از اسم عارف بزرگ قرن چهارم و پنجم هجري، «شيخعبدالله صومعي» ميدانند كه صومعههاي متعددي را به وجود آورده بود. در سال ۷۰۶ ه.ق بهنگام حمله مغول،امير چوپان در صدد تسخير نواحي كسگرات و پيرامون آن برآمد. در سال ۷۴۲ ه.ق بر سر توسعه اراضي، بينحكومت كسگرات و تولم جنگ درگرفت كه پس از مدّتي به صلح انجاميد. به روايتي اين شهر در سال ۱۱۵۹هجري قمري ويران شده بود. در زمان آغا محمدخان قاجار، اين ناحيه خارج از مناطق تحت حكمراني شاهقاجار بود، ولي در زمان فتحعلي شاه تحت حكومت قاجار قرار گرفت. شهرستان صومعهسرا در حال حاضريكي از نواحي رشد يافته استان گيلان است كه جاذبههاي طبيعي جالب توجهي دارد.
يك خانه روستايي
طالش (هشت پر)
شهرستان طالش تا تهران ۴۵۱ كيلومتر فاصله دارد. در مغرب طالش، سلسله جبال البرز موازي با ساحل دريا و تقريباً در جهت شمالي و جنوبي كشيده شده است. آب و هواي آن مرطوب و معتدل است و باران ساليانه آن نيز فراوان است. نام طالش در كتابهاي عربي «طبلستان» ثبت شده است. تا زمان افشاريه، قسمت جنوبي اين شهرستان تابع حكومت كسگر بود و قسمتهاي مياني آن تا آستارا كه گاه "اسپهبد" نيز خوانده ميشد، تحت حكومت "ناو" و"طول" قرار داشت و قسمت شمالي آن را "گشتاسبي" ميخواندند. پس از جنگهاي روسيه تزاري با ايران وانعقاد قراردادهاي گلستان و تركمانچاي، طالش گشتاسبي از ايران جدا شد و سپس طالش اسپهبد و طالش كسگركه تحت سلطه خوانين «نمين» اردبيل بود به دو قسمت تقسيم شد. قسمت شمالي آن در محدوده آستارا، تا سال۱۳۴۲ تابع اردبيل باقي ماند و قسمتهاي جنوبي آن به نامهاي گرگان رود، اسالم، تالش دولاب، شاندرمن و ماسال تقسيم و خمسه طوالش ناميده شد. شهرستان طالش و مركز آن از زيباترين شهرهاي ايران به شمار ميرود.